تماس
درباره
تحریریه
خانه
سرگرمی
حکایت و داستان
داستانی درمورد زنان صبور نوشته بهاره رهنما
بازدید:
338
حکایت و داستان
صادقی
داستانی درمورد صبوری زنان که توسط بهاره رهنما نوشته شده است.
پیشنهاد ویژه
زن كنار یكی از بچه هاش نشسته و در كنار اون مادر مرد نشسته تو ردیف كناری.
مرد نشسته با پسر دوازده سیزده ساله ای كه به نظر میاد بچه بزرگتر این زوج هست، هواپیما سرده و پتو های قسمت اكونومی تموم شده، مرد كه موبایلش با بازی كندی كرش دستشه بدون نگاه به زن میگه : سرد شد بیخود كاپشنم رو دادم تو بار.
زن میگه : من بهت گفتم و بلند میشه ، مهماندار میاد نزدیك و میگه : خانم لطفا بشینید الان تیك آف میكنیم، زن در حالی كه پالتوی روی لباسش را در میاورد میگوید:چشم همین الان ببخشید ، مینشینید و قبل نشستن پالتویش را روی مرد می اندازد.
مرد نگاهی به او میكند و موبایش را از زیر پالتو بیرون میكشد و به بازی اش ادامه میدهد و سكوت طولانی میماسد بینشان ،موقع ناهار میشود مهماندار میپرسد چی میل دارید بیف استراگانف یا قورمه سبزی ، زن با تردید انگار سخت ترین سوْال فلسفی دنیا را از او پرسیده باشند به چشمهای مرد با خواهش نگاه میكند، مرد نجاتش میدهد و به مهماندار میگوید :
كل این ردیف و بغلی قورمه سبزی لطفا
غذا در سكوت خورده میشود زن قبل خوردن غذایش به پسر كوچك و مادر شوهرش كمك میكند تا ظرف های غذایشان را باز كنند.
مرد و پسر بزرگتر زودتر غذا را تمام میكنند ، مرد میز جلویش را جمع میكند و ظرف های غذا را جلوی زن میگذارد كه زودتر غذایش را تمام كرده ، مرد دوباره بازی میكند پسر بزرگتر هم ایپدی را میگذارد جلویش و با هیجان مشغول گل زدن در زمین مجازی فوتبال میشود
یكساعتی طول میكشد تا مهماندار ها برگردند و زن تمام این یك ساعت مثل مجسمه خشك شده میماند ، موقع پیاده شدن از هوا پیما اغلب ساك های دستی را به دست میگیرد و دست پسر كوچكترش را ،یك لحظه چشم در چشم میشویم ، دوست دارم بپرسم : ایا هرگز برای خودت زندگی كرده ای ؟!
بهاره رهنما/پیشاپیش تقدیم به همه زنان صبور سرزمینم
منبع: صفحه شخصی بهاره رهنما
پیشنهاد ویژه
مطلب قبلی
متنی عاشقانه و کوتاه درمورد چای
مطلب بعدی
آمدی ماندی رفتی...!
نظرات
نظر و تجربه شما مهم است. با ما و سایر کاربران درمیان بگذارید.
نظر شما در مورد این مطلب چیست؟
ثبت
دیدگاه
کد امنیتی به حروف کوچک و بزرگ حساس است
پر کردن کلیه فیلدها الزامی میباشد
فرمت ایمیل صحیح نیست
مطالب مرتبط
داستان شخصى كه تخم مرغش افتاد و نشکست
داستان فقيه بنى اسرائيل و مرگ همسرش
مردی که در اتاقش را قفل می زد
مقصود توئی ؟!
سفارش میت
دین فروش !
جمجمه سرد!
داستان؛ خانهای در آرزوی کدبانو
داستان ” زندگی عجیب آبدارچی مایکروسافت”
حضرت عیسی، عابد و جوان گنهکار
اخبار
سیاسی
اقتصادی
اجتماعی
بین الملل
ورزشی
حوادث
گوناگون
سلامت
رپورتاژ
فناوری
موبایل
تبلت
لپ تاپ
کامپیوتر
نرم افزار
گجت
هوش مصنوعی
اینترنت و شبکه
تحول دیجیتال
گیمینگ
سبک زندگی
کار و زندگی
تناسب و زیبایی
دکوراسیون
موفقیت
مد و لباس
آشپزی
دسر و شیرینی
سفره آرایی
خانواده
آشپزی رژیمی
سلامت
بیماری ها و پیشگیری
سلامت روان
سلامت دهان و دندان
تغذیه و سلامت
ورزش و سلامت
پوست،مو،زیبایی
سلامت خانواده
داروهای گیاهی و طب سنتی
مذهبی
مهدویت
پاسخ به شبهات
احادیث و روایات
ادعیه و زیارات
آموزه های اخلاقی
سیره معصومین(ع)
در محضر قرآن
سرگرمی
فال و طالع بینی
مطالب طنز
معما و تست هوش
حکایت و داستان
ضرب المثل
بازی های محلی
تصاویر دیدنی